تبليغاتX
داروگ

فقط ۲ روز دیگه مونده

خدای من ، من می ترسم ، خدااااااااااااااااااااااااااااااااااا

در خاکدان ما گهر زندگی گم است    این گوهری که گم شده ماییم یا که اوست؟

می ترسم ، سر سخت ترین چهار راه زندگیم ایستادم ، خدایا تو که حال و روزم رو می بینی ، خودت کمکم کن ، خدایا من به خاطر تو قدم تو این راه گذاشتم ، به خاطر تو این همه طعنه و زخم زبون شنیدم ، حالا می خوای تنهام بذاری؟

!! نوشته شده توسط حسین سید وکیلی | 13:20 | پنجشنبه 1388/01/13

برای خودم و تو

داستان زندگی ما همینه ، همه ما داریم از بخشی از زندگیمون که دوسش نداریم فرار می کنیم و به هیچ قیمتی حاضر نیستیم قبول کنیم اون هم بخشی از زندگی ماست .من و تو هم دقیقا همینطوریم ، داریم از هم فرار می کنیم در حالی که جفتمون می دونیم چقدر زندگیمون و فکرمون به هم گره خورده ، ما از هم خیلی دور افتادیم چرا اینجوری شد؟ من می دونم اشتباهات بزرگی داشتم ، اما تو هم بی اشتباه نبودی ، طبیعیه ، مگه نه اینکه انسان ممکن الخطاست؟ امروز فهمیدم چقدر دلم برای تو تنگ شده ، همون قدری که از خودم دور شدم دلم برای تو تنگ شده

چرا من و تو هر جفتمون دوست داریم به هم ثابت کنیم عوض شدیم در حالی که هیچکدوممون اصلن عوض نشدیم؟

!! نوشته شده توسط حسین سید وکیلی | 23:47 | یکشنبه 1388/01/02

بالاخره بعد از کش و قوس های فراوان و درگیری های بسیار انتخابات انجمن تهران برگزار شد من که هنوزم نفهمیدم چرا یهو این همه درگیری سر من انجام شد اما مهم اینه که همه اینا باعث شد من خارج از جایگاه اصلی خودم وارد این شورا بشم و البته از فشارهای وارد شده هم نمی شه گذشت ، واقعا امیدوارم دوستانی که باعث شدن اون شب فاجعه برام به وجود بیاد یه روزی درک کنند باهام چی کار کردند ، امیدوارم اون دوستی که منو زد یه روزی یاد بگیره تحت تاثیر جو تصمیم نگیره و هزار تا امیدواریه دیگه از جمله اینکه شورا سال آینده موفق باشه و خوب کار کنه

همین خبر در بعضی از خبرگزاری ها که دیدم

ایلنا

فارس

!! نوشته شده توسط حسین سید وکیلی | 15:8 | سه شنبه 1387/12/27

این چند روزه که از اعلام کاندیداتوری خاتمی عزیز گذشته خیلی حرفای عجیب غریب شنیدم اما چیزی که واضحه اینه که دوستان به اصطلاح اصولگرا و به قول کسی اقتدارگرا بدجوری بوی شکست به مشامشون رسیده که این جوری به دست و پا افتادند و به خودشون اجازه می دن این جوری به شخصیتی مثل خاتمی توهین کنند کاملا هم واضحه که این جرات از طرف کجا و چه کسی بهشون منتقل شده ، همون کسی که با مخالفتهاش نذاشته بود خاتمی زود تر اعلام کاندیداتوری کنه ،این وسط و تو این شرایط خیلی دلم می سوزه که حتی یک نشریه هم نیست که بشه حرفها رو بگوش مردم رسوند ، چقدر این روزها جای کارگزاران، شرق ، هم میهن ، روزگار ، نیم روز و حتی شهروند امروز رو دکه های مطبوعات خالیه ، گرچه  تیم قوچانی خیلی خودش رو به کروبی نزدیک کرده اماامیدوارم نشریه ایراندخت که از این هفته چاپ می شه بتونه بار مسئولیت نشریات رو به دوش بکشه ، این روزا هر وقت دلم می خواسته به روزنامه بخونم و نبوده همش تو دلم می گفتم مرگ بر دیکتاتور و دیکتاتوری اما مطمئن هستم دیکتاتورها سرنوشتی جز شاه و صدام ندارن پس منتظر اون روز هستم که ببینم دیکتاتور و دیکتاتوری سقوط می کنه

بگذریم ، بالاخره باران آمد همین می تونه امید بخش باشه

!! نوشته شده توسط حسین سید وکیلی | 23:37 | سه شنبه 1387/11/22

الیس الله بکاف عبده؟...

آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست؟

دیگران گر هم رفتند ، خدایا تو مرو...

!! نوشته شده توسط حسین سید وکیلی | 20:17 | یکشنبه 1387/11/13