خدای من ، من می ترسم ، خدااااااااااااااااااااااااااااااااااا
در خاکدان ما گهر زندگی گم است این گوهری که گم شده ماییم یا که اوست؟
می ترسم ، سر سخت ترین چهار راه زندگیم ایستادم ، خدایا تو که حال و روزم رو می بینی ، خودت کمکم کن ، خدایا من به خاطر تو قدم تو این راه گذاشتم ، به خاطر تو این همه طعنه و زخم زبون شنیدم ، حالا می خوای تنهام بذاری؟
برای خودم و تو
چرا من و تو هر جفتمون دوست داریم به هم ثابت کنیم عوض شدیم در حالی که هیچکدوممون اصلن عوض نشدیم؟
همین خبر در بعضی از خبرگزاری ها که دیدم
این چند روزه که از اعلام کاندیداتوری خاتمی عزیز گذشته خیلی حرفای عجیب غریب شنیدم اما چیزی که واضحه اینه که دوستان به اصطلاح اصولگرا و به قول کسی اقتدارگرا بدجوری بوی شکست به مشامشون رسیده که این جوری به دست و پا افتادند و به خودشون اجازه می دن این جوری به شخصیتی مثل خاتمی توهین کنند کاملا هم واضحه که این جرات از طرف کجا و چه کسی بهشون منتقل شده ، همون کسی که با مخالفتهاش نذاشته بود خاتمی زود تر اعلام کاندیداتوری کنه ،این وسط و تو این شرایط خیلی دلم می سوزه که حتی یک نشریه هم نیست که بشه حرفها رو بگوش مردم رسوند ، چقدر این روزها جای کارگزاران، شرق ، هم میهن ، روزگار ، نیم روز و حتی شهروند امروز رو دکه های مطبوعات خالیه ، گرچه تیم قوچانی خیلی خودش رو به کروبی نزدیک کرده اماامیدوارم نشریه ایراندخت که از این هفته چاپ می شه بتونه بار مسئولیت نشریات رو به دوش بکشه ، این روزا هر وقت دلم می خواسته به روزنامه بخونم و نبوده همش تو دلم می گفتم مرگ بر دیکتاتور و دیکتاتوری اما مطمئن هستم دیکتاتورها سرنوشتی جز شاه و صدام ندارن پس منتظر اون روز هستم که ببینم دیکتاتور و دیکتاتوری سقوط می کنه
بگذریم ، بالاخره باران آمد همین می تونه امید بخش باشه
الیس الله بکاف عبده؟...
آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست؟
دیگران گر هم رفتند ، خدایا تو مرو...
